زنان تا پايان سده ي نوزدهم و دهه هاي اول سدۀ بيستم، در همه جاي جهان ، به عنوان انسان هايي درجه ي دوم به حساب مي آمدند و از حق برابر با مردان محروم بودند. زنان هر جا که فرصت دست مي داد و امکاني پيدا مي کردند، خود را به جامعه ، به ويژه از لحاظ علمي، نشان مي دادند و ثابت مي کردند هيچ چيزي کم تر از مردان ندارند. بي جهت نيست که بسياري از اين زنان تا آخر عمر ازدواج نکردند و به قول هيپاتيا با "دانش" ازدواج کردند. و اين، به خاطر آن بود که ازدواج آن ها را تحت قيوميت مردان قرار مي داد ودست آن ها را براي پژوهش هاي علمي مي بست. شايد مادام کوري يکي از استثناها باشد که توانست شوهري هم فکر و هم کار خود پيدا کند. در ضمن مادام کوري و همسرش هر دو از پيشگامان نهضت صلح وعدالت اجتماعي اند و در اين راه، از هيچ کوششي فرو گذار نکردند.
براي شروع بد نيست جرياني را که در پي آن «سوفي ژرمن» يکي از زنان بزرگ رياضيدان آلماني به رياضيات علاقه مند شد؛ تعريف کنم:
سوفي در سنين کودکي به دليل شرايط اجتماعي حاکم بر جامعه ي آن زمان؛ مجبور به ماندن در خانه بود زيرا حق تحصيل رياضيات در آن زمان به کلي براي دختران وجود نداشت.
يک بار سوفي در کتابخانه ي پدرش به کتابي درمورد ارشميدس برخورد کرد. در اين کتاب ماجراي قتل ارشميدس به دست سرباز رومي نوشته شده بود ؛ در حالي که ارشميدس مشغول حل يک
مسئله ي رياضي در کنار ساحل و بر روي شن ها بود .اين ماجرا توجه سوفي را به خود جلب کرد.
او متعجب از خود مي پرسيد: مگر رياضيات چيست که توانسته شخصي مانند ارشميدس را چنان متحير خود سازد که متوجه نزديک شدن سرباز رومي نشود تا آن جا که به کشته شدنش بيانجامد؟... 
و اين واقعه؛ آغازي براي قدم گذاشتن سوفي در مسير «باغ سبز رياضيات» بود. در واقع مرگ ارشميدس به منزله ي نشان دادن «درِ» آن باغ سبز بود... 
 

housemath